دستهبندی: تغذیه گوساله
زمان مطالعه: ۵ دقیقه
سرعت مطالعه فارسی: حدود ۱۸۰ تا ۲۲۰ کلمه در دقیقه
مقدمه
انتخاب درصد مناسب چربی در جایگزین شیر، یکی از عوامل مهم در تغذیه گوسالههای شیری است. نتایج یک مطالعه منتشرشده در ژورنال Journal of Dairy Science (۲۰۲۵) نشان میدهد که استفاده از جایگزین شیر با ۱۷ درصد چربی، در مقایسه با سطوح بالاتر چربی، میتواند با افزایش مصرف خوراک جامد، رشد بهتر و توسعه مناسبتر شکمبه همراه باشد.
هدف مطالعه
یکی از اهداف اصلی این مطالعه، بررسی اثر سطوح مختلف چربی (۱۷، ۲۳ و ۲۹ درصد ماده خشک) در جایگزین شیر گوساله بر میزان مصرف خوراک جامد و عملکرد گوسالههای نر هلشتاین بود.
تیمارهای آزمایش
در این مطالعه، ۱۲۸ رأس گوساله نر هلشتاین بهطور تصادفی به یکی از سه گروه تیماری اختصاص داده شدند.
شیرخشک مصرفی در همه تیمارها دارای ۲۶ درصد پروتئین خام (CP) در ماده خشک بود و تنها درصد چربی آن متفاوت بود:
- چربی کم (LF): ۱۷ درصد
- چربی متوسط (MF): ۲۳ درصد
- چربی بالا (HF): ۲۹ درصد
نتایج مطالعه
۱. عملکرد رشد و وزن بدن
گوسالههای تغذیهشده با شیرخشک کمچرب (۱۷ درصد چربی)، بهطور معنیداری وزن نهایی بیشتری نسبت به گروههای چربی متوسط (۲۳ درصد) و پرچرب (۲۹ درصد) داشتند.
میانگین افزایش وزن روزانه (ADG) نیز در گروه کمچرب بیشتر بود:
- کمچرب: ۱٫۲۴ کیلوگرم در روز
- متوسط: ۱٫۰۹ کیلوگرم در روز
- پرچرب: ۱٫۱۲ کیلوگرم در روز
بین گروههای چربی متوسط و پرچرب تفاوت معنیداری مشاهده نشد.
۲. مصرف خوراک جامد و ماده خشک
مصرف خوراک آغازین (استارتر) و کل ماده خشک در گروه کمچرب، بهطور معنیداری بیشتر از دو گروه دیگر بود.
مصرف آب نیز که همبستگی بالایی با مصرف خوراک جامد دارد، در گروه ۱۷ درصد چربی بیشتر گزارش شد.
۳. مصرف انرژی و پروتئین
بهدلیل مصرف بیشتر خوراک جامد، کل انرژی قابل متابولیسم (ME) و پروتئین مصرفی در گروه کمچرب بیشتر بود. همچنین، در مرحله پیش از شیرگیری، بازده استفاده از انرژی در این گروه نسبت به دو گروه دیگر بهتر بود.
۴. وضعیت سلامت
تعداد دفعات ابتلا به اسهال، بیماریهای تنفسی و مداخلات درمانی بین سه گروه تفاوت معنیداری نداشت.
همچنین، احتمال بدون اسهال بودن گوسالهها در ۱۵ روز نخست زندگی نیز در همه گروهها مشابه بود.
مکانیسم برتری جایگزین شیر با ۱۷ درصد چربی
دلیل عملکرد بهتر گروه ۱۷ درصد چربی، عمدتاً یک اثر غیرمستقیم و هورمونی است که از طریق کاهش احساس سیری و افزایش مصرف خوراک جامد عمل میکند.
در واقع، چربی کمتر بهطور مستقیم باعث رشد بیشتر نمیشود، بلکه با کاهش احساس سیری، مصرف استارتر را افزایش میدهد و این افزایش مصرف خوراک جامد، از طریق توسعه بهتر شکمبه، رشد مطلوبتری را ایجاد میکند.
هورمونهای مؤثر در تنظیم اشتها
در پاسخ به سطوح بالاتر چربی در جایگزین شیر (۲۳ و ۲۹ درصد)، ترشح برخی هورمونها افزایش یافته و باعث کاهش اشتها میشود.
CCK (کولهسیستوکینین)
این هورمون در پاسخ به حضور اسیدهای چرب با زنجیره بلند (LCFA)، که در چربی پالم فراوان هستند، از روده کوچک ترشح میشود.
CCK مستقیماً بر عصب واگ اثر گذاشته، تخلیه شیردان را کند میکند و سیگنال سیری را به مغز ارسال میکند.
GLP-1 (پپتید شبه گلوکاگون-۱)
این هورمون نیز در پاسخ به چربی و قند آزاد میشود، ترشح انسولین را افزایش داده و اشتها را کاهش میدهد.
لپتین (Leptin)
اگرچه لپتین عمدتاً از بافت چربی ترشح میشود، اما مصرف چربی بالا در اوایل زندگی میتواند زمینه را برای افزایش سطح لپتین یا ایجاد مقاومت به لپتین فراهم کند که هر دو با کاهش مصرف خوراک همراه هستند.
چرا گروه ۱۷ درصد چربی خوراک بیشتری مصرف کرد؟
در گروه ۱۷ درصد چربی، میزان چربی ورودی به دستگاه گوارش کمتر است؛ بنابراین ترشح CCK و GLP-1 کاهش مییابد، تخلیه شیردان سریعتر انجام میشود و سیگنال سیری ضعیفتر به مغز ارسال میشود.
علاوه بر این، با افزایش چربی، کبد ناچار به اکسیداسیون بیشتر اسیدهای چرب میشود. این فرآیند مسیر mTOR را در هیپوتالاموس فعال میکند که یکی از مکانیسمهای مهم سرکوب اشتها محسوب میشود. در سطح ۱۷ درصد چربی، این فعالسازی کمتر رخ میدهد.
در نتیجه، گوسالههای این گروه اندکی گرسنهتر باقی میمانند و زودتر و با اشتیاق بیشتری به مصرف استارتر روی میآورند.
استارتر، بهدلیل داشتن نشاسته و فیبر، موجب توسعه پرزهای شکمبه شده و روند تبدیل گوساله از یک حیوان تکمعدهای به یک نشخوارکننده عملکردی را تسریع میکند.
جمعبندی
نتایج این مطالعه نشان میدهد که استفاده از جایگزین شیر با ۱۷ درصد چربی، بدون ایجاد اثر منفی بر سلامت گوساله، باعث افزایش مصرف خوراک جامد، بهبود رشد، افزایش دریافت انرژی و پروتئین و توسعه بهتر شکمبه میشود. به نظر میرسد این مزیت، بیش از آنکه ناشی از خود چربی باشد، نتیجه کاهش احساس سیری و تحریک مصرف استارتر در دوره پیش از شیرگیری است.
منبع:
Journal of Dairy Science (2025)
https://doi.org/10.3168/jds.2025-27401

